تبليغاتX
تنها مانده ام ...
تنها مانده ام ...

:: Personal Weblog Of AMiR Gholami ::


به عشق تو ...


به عشق تو چه شبهایی رو به روز رسوندم ، چه غروبها به طلوع و چه طلوع ها را غروب کردم تاتو از راه برسی ، حرفها برای گفتن داشتم اما روزه سکوت گرفتم تا فقط تو محرم رازم باشی، ولی دیگر شب و روزی است که شبم روز و روزم شب نمیشه و غروبهایم به طلوع نمیرسد ، دیگر دوریت را باور ندارم ، سفر ابدی تو را ، انگار همه اینها سرابی بیش نیست، شاید نمایی از یک رویا ، خیال عشق منهتی به وصال ، وصال تو در جاده ناکجا آباد زندگی ، در برهوت انتظار ، شاید همه اینها سراب باشد و خیال یا تصویری از یک کابوس .

شنبه نوزدهم بهمن 1387 توسط امير غلامي |

صفحه نخست
پست الکترونيک
پروفایل مدیریت وبلاگ
آرشيو وبلاگ



انتظـــار ديدن تـــو کوله بار سنگيني است که به دوش مي کشم !!!
انتظـــارشيريني است ؛ درديست که دوستش دارم !!!
غمـــي است که رنجم مي دهد ، غمت را هـــم دوست دارم !!!

liz4rdman@yahoo.com


اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

گروه نيروی نخل طلايی
My Luck Specie
انجمن هاي تخصصي آموزشي
مديريت جهاد كشاورزي شهرستان زرين دشت
شهرداري حاجي آباد
پرواز انديشه
اخبار زرين دشت
منتظران مهدی(عج)
هواداران محسن چاوشی
شبیر باقری
شورای اسلامي شهر حاجی آباد
تلنگری بر سنگ ...
آستان قدس رضوي
با شاعران زرين دشت
برگ سبز
فراموش شده
شبهای مهتاب
پسرک تنها
من مست می عشقم
سیاه دیدن

RSS 2.0

ورود مدير وبلاگ
نام کاربری:
کلمه عبور :