تبليغاتX
تــنــهــا مــانــده ام ... - همدم تنهای من ...
تــنــهــا مــانــده ام ...
(وبلاگ شخصي امير غلامي)

نوشته شده در تاريخ شنبه 10 فروردین1387 |

باز چرخ زمانه بچرخد و رو به من شود

دوباره دلم به میدان  رود و تن به تن شود
خدا کند که  صبا بوی وصل تو  اورد
که دگر به  گور نتواند حریم کفن شود
اگر دوباره شعری بگفتم ز خاطر تو بود
که با تو دوباره دلم چو سبزی چمن شود
شبی که درد دلم به تو گویم  و رها شوم
ز غروبش سحر باشد و دل همچون سمن شود
هزار شعر ی که بگفتم فدای موی کسیست
کسی که در شب هجر همدم تنهای من شود