تبليغاتX
تــنــهــا مــانــده ام ... - قدر دوست و دوستیمان را باید بدانیم ...
تــنــهــا مــانــده ام ...
(وبلاگ شخصي امير غلامي)

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 آبان1386 |

الان که دارم دوری بهترین دوست و نزدیک تر از برادرم که به خاطر تحصیل به شهر دیگه ای رفته رو تجربه میکنم خیلی حالم گرفته است . احسان عزیز عزیز ترین کسم بدان همواره از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت و تندرستی میکنم .

دوباره من ، دوباره تو ، دوباره عشق ، دوباره ما

 

دو هم نفس ، دو هم زبون ، دو هم سفر ، دو هم صدا

 

دلم گرفت اي هم نفس ، پرم شكست تو اين قفس

 

تو اين غبار ، تو اين سكوت ، چه بي صدا ، نفس نفس

 

از اين نا مهربوني ها ، دارم از غصه ميميرم

 

رفيق روز تنهايي ، يه روز دستاتو ميگيرم

 

تو اين شب گريه ميتوني ، پناه هق هقم باشي

 

تو اي همزاد هم خونه ، چي ميشه عاشقم باشي

 

تو اين پايان تنهايي ، پناه آخر من باش

 

تو اين شب مرگي پاييز ، بهار باور من باش

 

بذار با مشرق چشمات ، شبم روشنترين باشه

 

ميخوام آيينه خونه ، با چشات هم نشين باشه