تنهــــــــا در میـــان تن ها چه عـــاشقانه مانده ام در بیهودگی انتظار پیوستن به تو چه بی صبرانه مانده ام چه خوانا دوریت را بر سر در خانه نوشته اند و من در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ام چه بسیارست دورویی ها فراموش کردن ها و گسستن ها و من در این همهمـــه چه صــادقــانه مــــانده ام رفیقان همه با نارفیقی خود رفیقــند من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام خاستگــــاه من کجاست که من آنجا قنودن خواهم من در پیمودن راه چه عاجـــــــــــزانه مانده ام تنهــــــا در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام...
انتظـــار ديدن تـــو کوله بار سنگيني است که به دوش مي کشم !!! انتظـــارشيريني است ؛ درديست که دوستش دارم !!! غمـــي است که رنجم مي دهد ، غمت را هـــم دوست دارم !!!