تبليغاتX
تنها مانده ام ...
تنها مانده ام ...

:: Personal Weblog Of AMiR Gholami ::


هوا را از من بگير نجوايت را نه ...


سکوت تو تمام هستي مرا فرو مي ريزد و منم که در پس اين غربت به ويراني مي رسم ، چرا لب به سخن نمي گشايي مگر نمي داني که زمزمه هاي تو حيات را در من جاري مي کند و روح تازه به کالبد بي جان من مي دمد . چقدر تو در من زندگي مي دمي ؟

هوا را از من بگير نجوايت را نه !

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 توسط امير غلامي |

دوستت دارم ...




ميداني همه جاده هاي خيالم
 به رويش صبح نگاه تو ختم مي شود ؟
من با تو سخن مي گويم..
 رساتر از هميشه
 و تو حرفهايم را مي شنوي
 روشن تر از هر روز...
 بگذار از عشق سخن نگويم
 بگذار وسعتش را در حصار کلمات محدود نکنم
 چرا که من عشق را با کلام در نيافتم...
 براي من عشق نه کلام است؛ نه صوت و صدا
 چيزي است وسيع تر از همه اينها
 وسيع است و با نجابت
مانند دلت...
 با شکوه است و پر رمز و راز
همانند چشمانت..
 عميق است و پر از صداقت
 همانند انديشه هايت....
 بگذار دريا بداند رقيبي دارد به زلالي قلبت وبه
 ژرفناکي نگاهت...
 و گفتي که معناي عشق در انتظار است و در فاصله ها..
 و من تمام اين فاصله ها را با صبر و انتظار
به تماشا نشسته ام!
 چه رازيست در اين فاصله نمي دانم
 که هر چه ميگذرد مرا شيداتر مي کند!
 و من؛  شيدا مي مانم
 بگذار از عشق سخن نگويم
 بگذار وسعتش را در حصار کلمات محدود نکنم...

دوستت دارم

شنبه هجدهم خرداد 1387 توسط امير غلامي |

روزی که دیر نخواهد بود ...




وقتی مردم مرا در قبری تاریک پنهان نسازید
مثل لکه ننگی که از صفحه زمین می زدایید ،
تنم روزی آغوشی گرم بود برای کسی که دوستش داشتم
و چشمانم تصویری از تمامی احساساتم ... تبلور سایه روشن های زندگیم
دستانم ستایشگرین نوازشگران
و قلبم عصاره ای از عشق ؛
عریانم نسازید
من از هم آغوشی با تن سرد خاک می هراسم
اشک هایتان ارزانیتان
و ناله های بیهوده تان ...
خوب می دانم سه بار که خورشید غروب کند
من برای همیشه در خاطره هاتان غروب می کنم
خروارها خاک سرد برای من
بسترتان همیشه گرم ...
می دانم خدا مرا خاک خوبی خواهد کرد
تا روزی اندام شما را در آغوش گیرم
روزی که دیر نخواهد بود ...
 

دوشنبه ششم خرداد 1387 توسط امير غلامي |

صفحه نخست
پست الکترونيک
پروفایل مدیریت وبلاگ
آرشيو وبلاگ



انتظـــار ديدن تـــو کوله بار سنگيني است که به دوش مي کشم !!!
انتظـــارشيريني است ؛ درديست که دوستش دارم !!!
غمـــي است که رنجم مي دهد ، غمت را هـــم دوست دارم !!!

liz4rdman@yahoo.com


اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

گروه نيروی نخل طلايی
My Luck Specie
انجمن هاي تخصصي آموزشي
مديريت جهاد كشاورزي شهرستان زرين دشت
شهرداري حاجي آباد
پرواز انديشه
اخبار زرين دشت
منتظران مهدی(عج)
هواداران محسن چاوشی
شبیر باقری
شورای اسلامي شهر حاجی آباد
تلنگری بر سنگ ...
آستان قدس رضوي
با شاعران زرين دشت
برگ سبز
فراموش شده
شبهای مهتاب
پسرک تنها
من مست می عشقم
سیاه دیدن

RSS 2.0

ورود مدير وبلاگ
نام کاربری:
کلمه عبور :