
تو هرکه باشی
مرا دلشکسته و نومید نخواهی کرد.
من هیچ خیالی در سر ندارم
که بخواهم تو کسی باشی
که من می خواهم باشی
یا رفتارت به دلخواه من باشد
من بر آن نیستم
که بخواهم آینده تو را پیش بینی کنم
من فقط می خواهم تو را کشف کنم.
تو مرا دلشکسته و نومید نخواهی کرد.
ماری هاسکل

به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد
ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب...

يک پنجره تنها يک پنجره کافيست
تا کنارش بايستم وبراي تو که شتابان مي گريزي دست تکان بدهم
ميان من وتو فاصله فقط همين يک پنجره است
چشمهايت را که ببندي
بي درنگ پشت سرت خواهم امد
دستهايم را بگير

یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایم را دَم ِ در بگذارم
تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او
ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم
ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است
نتــرس جانکم
حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم

به آرامي آغاز به مردن ميكني اگر سفر نكني، اگر كتابي نخواني، اگر به اصوات زندگي گوش ندهي، اگر از خودت قدرداني نكني. به آرامي آغاز به مردن ميكني زماني كه خودباوري را در خودت بكشي، وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند. به آرامي آغاز به مردن ميكني اگر بردهي عادات خود شوي، اگر هميشه از يك راه تكراري بروي … اگر روزمرّگي را تغيير ندهي اگر رنگهاي متفاوت به تن نكني، يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني. تو به آرامي آغاز به مردن ميكني اگر از شور و حرارت، از احساسات سركش، و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش واميدارند، و ضربان قلبت را تندتر ميكنند، دوري كني . .. .، تو به آرامي آغاز به مردن ميكني اگر هنگامي كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستي، آن را عوض نكني، اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني، اگر وراي روياها نروي، اگر به خودت اجازه ندهي كه حداقل يك بار در تمام زندگيات وراي مصلحتانديشي بروي . . . - امروز زندگي را آغاز كن! امروز مخاطره كن! امروز كاري كن! نگذار كه به آرامي بميري! شادي را فراموش نكن.


