تبليغاتX
تــنــهــا مــانــده ام ...
تــنــهــا مــانــده ام ...
(وبلاگ شخصي امير غلامي)

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 آبان1386 |



نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آبان1386 |



ای که من و تو واسه هم مثل دو بال عشقیم
رو تنه درخت پیر یه یادگار نوشتیم

مثل پرنده های عاشق می نشینیم تو بارون
قرار می زاریم تو دل جاده رنگین کمون

یادت روزی که رفتیم زیر گنبد کبود
جز خدای مهربون دیگه هیچ کسی نبود

انگاری شیطونه بود که می خواست حیله کنه
ای خدا کاری بکن کور بشه چشم حسود

ما مثه فانوس عشقیم توی شبهای غریب
مثل آب چشمه پاکیم تو دستای نجیب

هیچ صدای آشنایی جز صدای ما نبود
اون صدای قلبمون بود زیر گنبد کبود


اشعار : روژین ونجانی
نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آبان1386 |



کی می یاد می خونه باز دوباره          تو شبی که ستاره نداره
می مونه با دل غمگین من           وقتی دلم شده پاره پاره

از سوز جدایی و غم و غربت           افتاده رو دلم سایه درد
تو بمون کنارم تا همیشه              تا بهار نباشه پائیز زرد

دل دیوونه داری درد و غمی نداری
نمی دونی چه زخمی روی دلم می زاری

وای این دل دیوونه چی تو دلش می خونه بیا به رس به دادم که دل شده ویرونه
وای این دل دیوونه

حالا دیگه بدون که این دل من عاشی و حیرون شده
نمی تونه دیگه بمونه بی تو خسته و گریون شده

اشعار : روژین ونجانی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 17 آبان1386 |


 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آبان1386 |


اگه شكسته پاي من،گريه نكن عصاي من

هر چه شكست بنويس،به پاي گريه هاي من

نگو تمومه طاقتت،نمونده روز راحتت

نگاه با صداقتت،غنيمته براي من

آينه و شمعدون نمي خوام،من لب خندون نمي خوام

هر چي كه خندس واسه تو،هر چي غمه براي من

بخند واز خنده بگو،از غم بازنده بگو

عمر بزرگوارتو تلف نكن به پاي من

عشق منو مي خواي چيكار،عذر و بهونه كم بيار

دوس ندارم كه عاقبت،تو بشكني به جاي من

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 آبان1386 |


دست بردار بسته ، گوش كن دل خسته
ازش دلگيرم ، بي اون من ميميرم
چاره ندارم ، تركم كرده يارم
اي دل عاشق و ساده ي من

دست بردار بسته ، آهاي دل خسته
همه درها رو ، به روي من بسته
اوني كه رفته ، روزي بوده با من
اي دل تيكه و پاره من

دل من ، بغضت رو بشكن ، گريه كن با من
دل من ، روزهاي خوبت ، همشون رفتند
دل من ، اوني كه قلبتش ، يكي بود با من
دستهاي من به اون ديگه نميرسند

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 آبان1386 |

الان که دارم دوری بهترین دوست و نزدیک تر از برادرم که به خاطر تحصیل به شهر دیگه ای رفته رو تجربه میکنم خیلی حالم گرفته است . احسان عزیز عزیز ترین کسم بدان همواره از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت و تندرستی میکنم .

دوباره من ، دوباره تو ، دوباره عشق ، دوباره ما

 

دو هم نفس ، دو هم زبون ، دو هم سفر ، دو هم صدا

 

دلم گرفت اي هم نفس ، پرم شكست تو اين قفس

 

تو اين غبار ، تو اين سكوت ، چه بي صدا ، نفس نفس

 

از اين نا مهربوني ها ، دارم از غصه ميميرم

 

رفيق روز تنهايي ، يه روز دستاتو ميگيرم

 

تو اين شب گريه ميتوني ، پناه هق هقم باشي

 

تو اي همزاد هم خونه ، چي ميشه عاشقم باشي

 

تو اين پايان تنهايي ، پناه آخر من باش

 

تو اين شب مرگي پاييز ، بهار باور من باش

 

بذار با مشرق چشمات ، شبم روشنترين باشه

 

ميخوام آيينه خونه ، با چشات هم نشين باشه